روایت های زندگی من

روایت یازدهم _این روزا...

این روزا را با دوستانی می گذرانم که نامشان را گذاشتم دوستان روزای سخت ...

هر روز که می گذرد احساسم به آنها عمیق تر می شود با اینکه چند سال از من کوچکترند اما دهه هفتادی های جالبی هستند والبته دوست داشتنی .خدا خدا می کنم که محبتشان به من کم نشود ...شاید در آینده این بچه ها تنها خاطره خوش این دوران زندگیم باشند.

این روزا دارم سعی می کنم که بیشتر به اوضاع زندگیم سروسامان بدهم مخصوصا که به این نتیجه رسیدم که یک موفقیت درسی حسابی می تواند برای خودم و بخصوص مامان مرهم بزرگی باشد خدایا بشود لطفا...!

این روزا طرفدار مازیار فلاحی شدم و آهنگ هاش بهم آرامش می دهد قرار گذاشتم با خودم که حتما به یک کنسرتش بروم.

این روزا قرار گذاشتیم به دوستان که ورزش کنیم امیدوارم بتوانیم این نقشه را عملی کنیم.

خلاصه این روزا تغییرات تدریجی را شروع کردم که  شاید همه اش را مدیون دوست پرانرژی و پر از زندگیم هستم .

نویسنده : نگار : ۱:٥٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ آبان ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم