روایت های زندگی من

روایت دوازدهم - همت لازم

چقدر بد که یک روز خوشم و یک روز ناخوش

مثلا امروز از اون روزایی بود که باز شدم حزب باد و برای خودم برنامه غافل گیر کننده داشتم اصلا چند وقتی هست که خودم...خودم را غافل گیر می کنم آن هم درست زمانی که همه چیز را فراهم کردم برای رسیدن به آنچه باید برسم...

خلاصه اینکه مسیر از من چیزی فراتر از حوصله می طلبد...چیزی شبیه ... همت!

کاملا درست ...من همت لازم هستم.

نویسنده : نگار : ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم