روایت های زندگی من

روایت هجدهم-ساعت20و27دقیقه و 7ثانیه

امروز همه منتظر این ساعت هستیم بدو بدو های امسال هم به لحظات پایانی خودش نزدیک می شود زنگ اس ام اس های تبریک تند تند به صدا در می آید و هیجان شهر کم کم جای خودش را به سکوت تفکر برانگیز همراه با یک دنیا بغض مثل لحظه تولد یا بهتر بگویم تحول ...الی احسن الحال... می دهد...

بهترین آرزو از نظر من سلامتی و بعد عاقبت بخیری و برای گذر از این دنیا دلخوشی است که دعا می کنم خدایا روزی همه ی ما بشود...

و دعا میکنم برایت نگار که سالی پراز غیر منتظره های شیرین باشد آنطوری که همیشه دوست داری در این سن وسال تجربه کنی و باور به منطق دوست عزیز دل که هر آنچه خوبی از ته دل بخواهی میشود اگر به این باور رسیده باشی...وهرچه را بخواهی میتوانی درست کنی که دست خداوند روی دست توست...

پس با دلی محکم و سرشار از ایمان بخدا سال را تحویل میکنم...ان شاالله که سال دوست داشتنی برای همه ی ما باشد.

 

عیدتان مبارک

نویسنده : نگار : ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم