روایت های زندگی من

روایت سی و چهارم - روایت شهریوری

حیفم از این تاریخ روند و سر راست آمد که نیایم و چیزی ننویسم

که این ماه بشارت است برای رسیدن نیمه دیگری از سال

که شاید چر بار تر منتظر تو باشد

که شاید خوش تر بگذرد که شاید غیرمنتظره های رنگارنگ دل خواستنی به انتظارت نشسته باشد

که...

و دیگر بخواهم از تو  ای خدای رضا...

خدای دل امیدواران...

به حق امام هشتم ...

ای سریع الرضا ...رضایت را روزیم کن...که آرام باشم برآنچه تو برایم میخواهی...

 

نویسنده : نگار : ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم