روایت های زندگی من

روایت سی و پنجم - مبارک !تولدم مبارک

امروز روز تولدم هست ...

فقط اومدم تا سندی باشد برای خودم ...

سر ذوق نیستم اما ادامه می دهم حتی پراز شکایت ...

شما چاره ای بهتر سراغ دارید ...

زوری بالاتر سراغ دارید ...وقتی در بسته است ،لابد می گویید از دیوار بالا رفتن ،ولی خسته ام از مرقدرت بودم دلم می خواهد بی دادو بی داد پشت همین در بشینم شاید صاحبش راهی برایم سراغ داشته باشد ...

سرکیف نیستم ولی حالم را توی خودم سیو کرده ام ...نکند که دیران کند احوالات بقیه را ...نکند که ویروسی شود و سرایت دهد...

حول حالنا الی احسن الحال.

نویسنده : نگار : ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم