روایت های زندگی من

روایت چهارم - بی حوصلگی

وقتی به وبلاگم سر می زنم وچشمم به مطالب تازه نوشته شده ی وبلاگ های دیگر می افتد حس می کنم چقدر نویسنده اند این دیگران ...چقدر زیبا می نویسند از دلواپسی...از آینده ...از دلخوشی ...

اما من بی حوصله ام این روزاها به شدت ...به غلظت...

بی حوصله ام برای زندگی کردن حتی گفتن از زندگی حتی جواب دادن به پیام های دوستان حتی وقتی طوری رفتار می کنم که کسی نفهمد که بی حوصله ام  راستش هیچ کس هم نمی فهمد فقط می پرسند: نگار  بی حوصله ای ؟.

 

نویسنده : نگار : ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم