روایت های زندگی من

روایت ششم- ؟

نمی دونم چرا به من می گوید عوض شدی همیشه دلم می خواست عوض خوب شوم ولی می گوید از آنها دور شدی .کلافه شدم از بس که می گفت ...خوب دلم می خواده حالایم با دلم می خواده چند سال پیشم فرق کرده ...می پذیرم اما چرا آنها نمی پذیرند بقول شازده کوچولو "همیشه ی پای قضیه می لنگه"

 

نویسنده : نگار : ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم