روایت سیزدهم-نمی رسم...

بازم یک امتحان مهم در پیش است اما این تعطیلات حسابی قبل از آن کافی است تا آدم را بیچاره کند .

برای امتحان مهر ماه هم درست همین اتفاق افتاد و البته قرار شد که دیگر در تعطیلات بعدی تکرار نشود... که این هم جزء قرار هایی بود که جواب نداد.

دلم برای نگار می سوزد که همیشه بعد از تعطیلی های حسابی پای یک امتحان سختش در میان است.اما نمی دانم نگار کجا بود تا حالا...این همه درس نخونده کجا بود تا حالا ...جدیدا نگار نمی رسد خیلی نمی رسد...

خدایا این امتحان به خیر بگذرد...التماس دعا

/ 7 نظر / 14 بازدید
انسان

انشاا...موفق میشی ...نگار جوووووووووووون....[گل][گل][گل][گل][گل][گل]

nobody

ایشالا که خوب بشه نتیجش...![چشمک]

ري را

اين اولي ها آسان هستند ،امتحان آخر سخته ، امتحان آخر ! [گل][گل][گل]

nobody

دلم نگرفته از اینکه رفته ای … دلگیرم از همه دوست داشتن هایی که گفتی ولی نداشتی ...!!!

nobody

گاهی سکوت یعنی اما … یعنی اگر … یعنی هزار و یک دلیل که “دل” میترسد بلند بگوید …

شقایق

امیدوارم امتحانت خوب برگذار شده باشه