روایت دوم - آرزو

"آرزو می کنم که خدا چیزهای خوبی که دارم برایم نگه دارد. "این جمله را امروز از یک هنرمند در یک برنامه تلویزیونی شنیدم.

شاید دل خوشی بزرگی ست این آرزو کردن وشاید یک عادت ست که همیشه آرزوهایمان طلب نداشته هایمان باشد. اما چه خوب است "یا بقول دوست کرد زبان من چه خوش است " که آرزو کنیم گاهی بی تفاوت به نداشته ها فقط برای ماندگاری داشته های خوبمان.

/ 1 نظر / 15 بازدید
پاییزفصل زیبا

اما این روزها دلم هوای کوچیدن دارد.....این کوچ آخراست..... می خواهم به دیاری بروم که نشانی ازتودرآن نباشد......اما کجاست این دیار بی نشان تو؟؟؟؟ همه چیز بوی تو می دهد حتی خودم....وقلبم به توچنان وابسته که خواب به بیداری وپروانه به پیله گره خورده است..... دیوانه ام بخوان ....من اندکم برای تو...اما بسیارتو برای من کجاست؟؟؟ من مدتها دربهشت باتوسوختم ....می خواهم با یک نفس ازبرزخ بی تو بگذرم..... این کوچ آخرمن است ....می خواهم به دیاری بروم که تودرآن نباشی.......با تبریک عیدسعید فطر وآرزوی بهترین ها برای شما با جدیدترین نوشته هایم منتظر حضورشما هستم ...[گل][گل][گل]