روایت هشتم - حس دلپذیر

این روزا حس های مختلفی از دوستانم به گوشم می رسد یکی از حس خوش دوران نامزدی یکی از حس خوب آغاز زندگی با همسرش یکی هم تازه این روزاها از حس جدید و غیر قابل توصیف مادر شدنش می گوید .اینطور که می شنوم همه این حس ها دل پذیرند فرقی نمی کند چه آدمی باشی گاهی به این می رسم که دوست داشتن و دوست داشته شدن برای شروع یک زندگی تازه و خانواده ای که بعدتر ها شاید روزی از من شروع شود همان چیزی ست که از من قدرت می طلبد همان چیزی ست که باعث می شود همیشه مسوول باشم مسوول دلخواسته هایم باشم و امیدوارم که درست انجام گیرد که شاید مدیون دلخواسته هایم شوم  .

خواستم با خودم بگویم حس های خوب همیشه خوب است شاید تنها دلخوشی به این زندگی !

/ 8 نظر / 4 بازدید
انسان

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][نیشخند]

nobody

در صدا کردن نام تو یک «کجایی؟!» پنهان است یک «کاش می‌بودی» یک «کاش باشی» یک «کاش نمی‌رفتی» من نام تو را حذف به قرینه‌ی این‌همه دلتنگی و پرسش صدا می‌زنم ...

انسان

[گل][گل]

فایدیم

[گل]

پیچک

مهم نیست چی رو کی و کجا داریم، مهم اینه که ازش لذت ببریم[قلب]

nobody

آنقدر عزیزی که وقتی در بهار قدم میزنی،برگ درختان برای بوسیدن جای پایت انتظار پاییز را میکشند... پاییزت مبارک...